Skip to main content
Books, videos, and music - all free from your public library!
LoginSign Up

Footer

Hoopla logo, Go to homepage
  • For Patrons
  • For Libraries (opens in new window)
  • For Vendors (opens in new window)
  • Facebook (opens in new window)
  • X (opens in new window)
  • Instagram (opens in new window)
  • YouTube (opens in new window)
  • TikTok (opens in new window)
  • LinkedIn (opens in new window)

Our Company

  • Our Story
  • Get Hoopla for your Library (opens in new window)
  • Get your content on hoopla (opens in new window)
  • Join our team (opens in new window)
  • Accessibility Statement

Our Content

  • Audiobooks
  • Ebooks
  • Movies
  • Television
  • Comics
  • BingePasses
  • Music
  • The Loop Blog

Help

  • Help Center
  • Submit Feedback
  • Facebook (opens in new window)
  • X (opens in new window)
  • Instagram (opens in new window)
  • YouTube (opens in new window)
  • TikTok (opens in new window)
  • LinkedIn (opens in new window)
  • Download on the App Store (opens in new window)
  • Get it on Google Play (opens in new window)
  • Available at Amazon Appstore (opens in new window)
© 2026 Midwest Tape, LLC. All rights reserved. Privacy Policy | Terms of Use
  • Hoopla logo
  • Browse
  • My Hoopla
  • Log In
  1. Navigate Home
  2. Audiobooks
  3. بر دیوار کافه

AUDIOBOOK
فارس

بر دیوار کافه

احمدرضا احمدی
(0)
sign up
Duration
5h 35m
Year
2023
Language
Persian
Publisher
ماه آوا

About

کتاب بر دیوار کافه با این جملات شروع می‌شود: «در جوانی وقتی که دانشجو بودم، در پاریس کافه هایی را دوست داشتم که روی دیوارهای آن‌ها مشتریان در سال های مختلف روی آن‌ها یادگاری نوشته بودند. با ماتیک، با مداد ابرو، با ماژیک، با ذغال، با مداد شمعی، با قلم‌های رنگارنگ! و همه هم با عجله نوشته بودند. این یادگاری ها فقط تاریخ داشتند، امضا و نام صاحب یادگاری محو بود یا کهنه بود.بعضی خوانا نبودند اما می‌شد با حوصله آن‌ها را خواند. هیچ کس فکر نمی‌کرد که من از روی آن‌ها یادداشت بر میدارم؛ حتی پیر مرد صاحب کافه که او هم سرگرم مشتریان بود. من همیشه در جست و جوی رازی بودم از کودکی این جست و جو با من بود. این جست و جو یک طرفش من بودم و یک طرف دیگر انهدام و سوگ آدمی... من شیفته‌ی این دیوار شده بودم.»
کتاب بر دیوار کافه داستان دانشجوی فیلمسازی را روایت می‌کند که بعد از ساختن چند فیلم ناموفق، موفق یه ساختن فیلمی پرفروش و موفق می‌شود. داستان از نقطه‌ای شروع می‌شود که جوان فیلمساز ایده‌ی جدیدی برای ساختن فیلم به ذهنش می‌رسد. یکی از روز‌هایی که در کافه‌ی مورد علاقه‌اش رو به روی دیوار یادگاری‌ها نشسته است، با خود می‌اندیشد که سرگذشت هر کدام از این آدم‌ها چه شده است. چند نفر از آن‌ها همچنان اندازه‌ی یادگاری‌هایشان خوشحالند و یا غمگینند؟

Related Subjects

  • Alternative History
  • Adult Fiction

Artists

احمدرضا احمدیAuthor
رضا عمرانیReader