Skip to main content
Books, videos, and music - all free from your public library!
LoginSign Up

Footer

Hoopla logo, Go to homepage
  • For Patrons
  • For Libraries (opens in new window)
  • For Vendors (opens in new window)
  • Facebook (opens in new window)
  • X (opens in new window)
  • Instagram (opens in new window)
  • YouTube (opens in new window)
  • TikTok (opens in new window)
  • LinkedIn (opens in new window)

Our Company

  • Our Story
  • Get Hoopla for your Library (opens in new window)
  • Get your content on hoopla (opens in new window)
  • Join our team (opens in new window)
  • Accessibility Statement

Our Content

  • Audiobooks
  • Ebooks
  • Movies
  • Television
  • Comics
  • BingePasses
  • Music
  • The Loop Blog

Help

  • Help Center
  • Submit Feedback
  • Facebook (opens in new window)
  • X (opens in new window)
  • Instagram (opens in new window)
  • YouTube (opens in new window)
  • TikTok (opens in new window)
  • LinkedIn (opens in new window)
  • Download on the App Store (opens in new window)
  • Get it on Google Play (opens in new window)
  • Available at Amazon Appstore (opens in new window)
© 2026 Midwest Tape, LLC. All rights reserved. Privacy Policy | Terms of Use
  • Hoopla logo
  • Browse
  • My Hoopla
  • Log In
  1. Navigate Home
  2. Ebooks
  3. آخرین حرف خزان

EBOOK

آخرین حرف خزان

علیرضا خالو کاکایی
(0)
sign up
Pages
50
Year
2019
Language
English
Publisher
علیرضا خالو کاکایی

About

توضیحی از سوی شاعر: در این سروده ‌ها سختی طاقت ‌فرسای «ماندن» و همسایه‌ی ناگزیر زاغ و زغن بودن از یكسو، و از سوی دیگر میل به پرواز در آن آبی‌ های بی‌کرانه را می توان دید. فضای دلگیر و شكوه‌آمیز غزل‌ها مربوط به سال های اختناق است. این فضا با وصل دوباره ‌ام به اردوی انقلاب و پیکار برای آزادی، به كلی در هم شكست.در سالهای در بدری و بی پناهی‌، گاه برای یافتن سرپناهی كه بتوان شب را در آن به صبح رساند‌، مانند دیگر یاران آواره ‌ام‌، باید مشکلاتی عدیده حل می‌كردم. با خواندن سفرنامه‌ی ناصرخسرو، گویی دوباره تمام وقایعی که بر او گذشته بود،‌ برایم تداعی شد همه چیز بوی خون و خیانت می داد. خمینی طینت ضد ‌بشری خود را بارز نموده و به اعتماد خلق ضربه‌یی جدی زده بود. علاوه بر دستگاه شكنجه و كشتار‌، جنگی خانمان‌سوز نیز در جریان بود و از جان كودكان سوختبار می‌طلبید. در این اوضاع و احوال طبعا قطع بودن از سازمان رزم انقلاب‌، مزید بر علت می‌شد.سالوس و ریاكاری رو به افزایش زاهدان دروغین و شكم‌خمرگان عمامه به سر؛ سوء استفاده از نام دین و قرآن برای توجیه جنایت؛ در شیشه كردن خون جوانان، سنگسار‌، حلق آویز، قطع دست و پا، درآوردن چشم و نیز جار روزانه‌ی شقاوت در كوچه‌ها، سبب شده بود تا مشابهت زیادی بین دوران خودمان و قرنی كه حافظ و نسیمی در آن می زیستند، احساس كنم. شاید از این رهگذر بود كه بزرگان عرفان را بیشتر شناختم و به آنان متمایل شدم زیرا آنان نیز با زاهدان ریایی عصر خود درستیزی آشتی ناپذیر بودهاند.اگر چه در همان اوان می‌خواستم از تكرار سخن قدما بپرهیزم؛ اما به دلیل تازه‌كار بودن در سرایش شعر‌، به میزان زیادی زیر نفوذ معنوی آنان بودم و این از خلال غزل‌ها پیداست؛ و نخواستم‌، دست به تركیب اصلی آنها ببرم. اگر تعریف امروز از شعر را در آن زمان می‌داشتم، غزل‌هایی که می‌خوانید سراپا دگرگون می‌شد. شاید شما نظرتان چیز دیگری باشد ولی من به دستكاری شعر مطلقا باور ندارم و این كار را كار صرافان می دانم. شعر مانند قطعاتی پرتاب شده از آتشفشانی گدازان است، پس از متبلور شدن و سرد گشتن دیگر نمی‌توان در آن دست برد؛ چون نه شاعر در وضعیت قبلی سرودن شعر است و نه آتشفشان، در حال گدازه ‌افشانی.در پایان اعتراف می‌كنم كه نخست كراهت داشتم‌، این مجموعه را به عنوان شعر به حساب آورده یا گرد آوری كنم‌، ولی این كار را كردم؛ به خاطر این كه معتقدم شعر تا لحظات آخر عمر سراینده‌ باید در حال نو به نوشدن و دگرگونی باشد و این پایانی ندارد.هر شعر پدیده یی نسبی است. مهم‌، رفتن است و رفتن و باز هم رفتن‌، آینده به خوبی در مورد همه كس و همه چ

Related Subjects

  • Middle Eastern
  • Poetry
  • Adult Nonfiction

Artists

علیرضا خالو کاکاییAuthor